السيد علي الحسيني الميلاني
134
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
منظور از نور ، حضرت محمّد صلى اللَّه عليه وآله است ؛ زيرا مردم به وجود او هدايت مىشوند ؛ همچنان كه مردم به وسيلهء نور هدايت مىشوند . اين معنا از قتاده است و همين معنا را زجاج نيز انتخاب كرده است . ابوعلى جبائى گفته است كه منظور ، قرآن است كه حق را از باطل جدا مىكند ؛ لكن معناى نخست بهتر است . . . . و در تفسير معانى القرآن آمده است : « قد جاءكم من اللَّه نور » قيل : نور يعني به النبي صلى اللَّه عليه وآله وهو تمثيل ، لأنّ النور هو الّذي تتبيّن به الأشياء ؛ « 1 » منظور از نور در اين جا حضرت محمّد صلى اللَّه عليه وآله است و اين تمثيلى است ميان پيامبر و نور ؛ زيرا نور آن چيزى است كه به وسيله آن اشيا واضح و روشن مىشوند . از مصاديق ديگر نور ، علم است . در روايتى آمده است : العلم نورٌ يقذفه اللَّه في قلب من يشاء ؛ « 2 » علم نورى است كه خداوند در قلب هر آن كس كه خواهد قرار مىدهد . در زيارت جامعه نيز خواهيم خواند : « كلامكم نور » . آيا كلام ائمّه اطهار غير از كلام خدا كه همان قرآن است ، مىباشد ؟ آيا به راستى ائمّه عليهم السلام غير از قرآن هستند ؟ ما مىتوانيم از طريق برهان و از كتاب و سنّت مخصوصاً احاديث اهل سنّت استدلال كنيم و به اثبات برسانيم كه ائمّه عليهم السلام همان قرآن هستند و قرآن ، همان ائمّه . در حديثى متواتر مىخوانيم كه
--> ( 1 ) . تفسير معانى القرآن : 2 / 284 ، حديث 52 ( 2 ) . مستدرك سفينة البحار : 8 / 305 ، المسترشد : 9 ، مصباح الشريعه : 16